پایان نامه ERP عوامل موفقیت در استقرار نظامهای برنامه ریزی منابع سازمان

۲– ۶ – اهمیت نظام برنامه ریزی منابع سازمان

انتظار می رود با استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان ، اطلاعات دقیق و به وقع در سطح واحد تجاری تهیه شود و در نتیجه ، تصمیم گیری های مدیریتی بهبود یابد(پاستن و گربسکی،۲۰۰۱) . [۱]اگر نظام برنامه ریزی منابع سازمان به درستی و با در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادی و سازمانی مستقر شود ، بهر ه وری سازمان قطعاً افزایش مییابد(برزگر و دیگران ، ۱۳۸۶) . به اعتقاد هیت و همکاران ، شرکت هایی که در خصوص نظام برنامه ریزی منابع سازمان ، سرما یه گذاری می کنند ، از عملکرد قویتر و مزیتهای مالی بیشتری بهره میبرند(هیت و همکاران ،۲۰۰۲ ، به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

واگنر و نولERP  را زیربنای یک نظام تجاری قدرتمند میدانند که موجب ژرفای اطلاعات عملیاتی و وسعت اطلاعات در مورد زنجیره ارزش میشود(واگنر و نول،۲۰۰۶، به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

با این حال ، استقرار چنین نظام هایی ، اغلب سازمانها را با چالش جدی مواجه می کند . شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهند بسیاری از طرحهای استقرار نظام های مذکور ، در زمان مقرر و در محدوده بودجه تعیین شده پایان نپذیرفته اند(آستین و مابرت[۲] و ،۲۰۰۳).

برای مثال، می توان شرکت هرشی را نام برد که بر اثر اجرای نادرست طرح۱۱۲ میلیون دلاری ERP درسه ماهه سوم سال۱۹۹۹ ، به دلیل هزینه های زیاد و ناکارا بودن نظام های ،ERP زیان عملیاتی برابر۵/۳ میلیون دلار داشت. دانشگاه ماساچوست و ایندیانا نیز کاهش درآمد ، هدر رفتن زمان و هزینه های زیاد ناشی از استقرار نامناسب را گزارش کرده اند.

موسکاتلو و پرانتی نشان دادند که نرخ شکست استقرار نظام مذکور ، بیش از۵۰ درصد است. ارقام و درصدهای مذکور ، متفاوت هستند ، اما روی هم رفته نشان میدهند که طرحهای فناوری اطلاعات از جمله ،ERP در زمره طرح های پرمخاطره هستند(موسکاتلو و پرانتی[۳] ، ۲۰۰۶ ، به نقل از برادلی[۴]،۲۰۰۸).

پایان نامه بررسی و رتبه بندی عوامل و شاخص های کلیدی موفقیت در استقرار برنامه ریزی منابع سازمانی ERP

 

 

 

 

 

 

۲-۷٫ عوامل موفقیت در استقرار نظامهای برنامه ریزی منابع سازمان

استقرار نظامهای برنامه ریزی منابع سازمان ، به سه دلیل از استقرار سایر نظام های اطلاعاتی متفاوت است(میلفورد و استوارت[۵]،۲۰۰۰، به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

  • ERP بر کل سازمان تأثیر میگذارد؛ ۲- ممکن است لازم شود کارکنان علاوه بر نرمافزار جدید، فرایندهای تجاری نوینی را بیاموزند؛ ۳- ERP نه فقط یک نظام اطلاعاتی، بلکه یک سامانه تجاری است. بنابراین، مدل عمومی مدیریت، چارچوب مناسبتری را برای بررسی عوامل مهم موفقیت در استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان فراهم میکند. به اعتقاد کونتز و همکاران، وظایف مدیریت، پنج مقوله برنامه ریزی، سازماندهی، یافتن کارمند، رهبری و کنترل را شامل می شود(کونتز و همکاران،[۶]۱۹۸۰، به نقل از برادلی،۲۰۰۸). بنابراین، مدل عمومی مدیریت [۷]، چارچوب مناسبتری را برای بررسی عوامل مهم موفقیت در استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان فراهم میکند.

 

 

 

 

۱-برنامه ریزی

برنامه ریزی بر سایر وظایف مدیریت تقدم دارد، زیرا با آن اهداف سازمان تعیین می شود و سپس راه های دستیابی به آنها تبیین میگردد(کونتز و همکاران،۱۹۸۰، به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

هر چه برنامه ریزی منابع سازمان ، با برنامه ریزی و راهبردهای تجاری همگون و یکپارچه تر باشد ، با احتمال بیشتری استقرار یک نظام برنامه ریزی منابع سازمان موفق خواهد بود . بدین ترتیب ، یکپارچگی و همبستگی هر چه بیشتر برنامه ریزی برای منابع سازمان ، با برنامه ریزی برای فعالیت تجاری ، اثر مثبتی بر موفقیت طرح استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان دارد.

۲– سازماندهی

سازمانها بایستی از منابع خویش برای دستیابی به اهداف راهبردی شان استفاده کنند. سازماندهی، مقولاتی مانند تعیین ساختار سازمانی، تفویض اختیارات و تبیین وظایف صف ها را در مقابل ستادها شامل میشود.

بسیاری از پژوهشگران و نظریه پردازان معتقدند که نظارت تمام وقت ، بهترین روش برای پیشبرد فرایند استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان است(فرانتز وهمکاران[۸]،۲۰۰۲، به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

درسازماندهی اگر نظارت بر اجرا و پیشرفت طرح استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان به مدیری واگذار شود که تنها مسئولیت وی ، نظارت بر طرح مذکور است ، آنگاه احتمال بیشتری وجود دارد که این طرح با موفقیت به اتمام برسد.

چنانچه در ساختار سازمانی ، مدیر ناظر بر استقرار نظام ، به طور مستقیم در برابر مدیران ارشد یا هیأت مدیره پاسخگو باشد ، احتمال موفقیت در اجرای طرح استقرار نظام افزایش می یابد.

۳– یافتن کارمند

توانایی یک سازمان در اجرای وظایف خویش و نیز استقرار یک نظام برنامه ریزی منابع سازمان ، تا حد زیادی منوط به این است که سازمان مزبور تا چه اندازه می تواند به انتخاب ، استخدام ، انتصاب و ارزیابی نیروهای با صلاحیت بپردازد.

طبق ادبیات موجود ، ضرورت دارد فرد ناظر بر استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان ، تجربه و مهارتهای کاری داشته باشد(سامرو نلسون ،[۹]۲۰۰۱، به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

با بررسی مدیران فناوری اطلاعات دریافتند که صلاحیت حرفه آنان به لحاظ اهمیت ، دومین عاملی است که میتواند به استقرار موفق نظام برنامه ریزی منابع سازمان منجر شود.  میزان انگیزه های مدیریت طرح نیز می تواند یکی از عوامل مؤثر بر استقرار موفق نظام برنامه ریزی منابع سازمان باشد.

انتخاب مدیری مجرب به عنوان مدیر طرح برنامه ریزی منابع سازمان ، همبستگی مثبت معنی داری با موفقیت طرح استقرار نظام دارد.

پاداش های رسمی یا ضمنی اعطا شده به گروه اجرای طرح نظام ، با اجرای موفق طرح رابطه مثبت دارد.

نلسون و چنی نشان دادند رابطه مستقیمی بین آموزش کاربران و تواناییهای مربوط به رایانه با پذیرش و بکارگیری نظام های اطلاعاتی وجود دارد(نلسون و چنی[۱۰]۱۹۸۷، به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

لاسیلا و برانچوآ نشان دادند که تجربه اولیه کاربران یک نظام جدید ، به میزان بسیاری بر استمرار استفاده از نظام مزبور تأثیر میگذارد.  علاوه بر این ، به اعتقاد آنها قطع ناگهانی دوره های آموزشی میتواند بر کاربران نظام اثر منفی داشته باشد.  آنها همچنین نشان دادند که افزایش کمیت و کیفیت آموزش اجزای نظام و فرایندهای کاری مرتبط ، میتواند عامل مهمی در اصلاح نگرش کاربران نسبت به نظام جدید باشد(لاسیلا و برانچوآ،۱۹۹۹ ،به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

آمبل و همکاران نشان دادند که آموزش، مهمترین عامل موفقیت است(آمبل و همکاران،۲۰۰۳، به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

کمیت و کیفیت آموزش، رابطه مثبت معنی داری با استقرار موفق نظام دارد.

مشاوران در انتخاب افراد برای استقرار نظام، نقش مهمی دارند. به اعتقاد یکی از متخصصان”موفقیت طرح، به صلاحیت مشاوران وابسته است”(ولتی،۱۹۹۹).

بین استفاده از مشاوران با صلاحیت برای اجرای فرایند استقرار نظام و اجرای موفق طرح، رابطه مثبت معنی دار وجود دارد.

۴– رهبری

رهبری را میتوان توانایی نفوذ بر افراد به منظور دستیابی به اهداف تعریف کرد. استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان بیش از آنکه تغییری در نظام اطلاعاتی باشد، یک تحول عمده سازمانی- فرهنگی است. تحول مزبور باید به طور مستمر و به گونهای کارا در محیط جدید سازمانی انجام شود(دافت[۱۱]،۲۰۰۰ ).

مشارکت مدیران ارشد اجرایی در برنامه ریزی و استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان، رابطه مثبت معنی داری با استقرار موفق نظام مزبور دارد.

حضور یک مدیر موفق، با استقرار موفق نظام برنامه ریزی منابع سازمان رابطه مثبت معنی داری دارد.

استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان، مستلزم تحول همه جانبه در همه فرایندهای کاری است. گرچه عرضه کنندگان نظام های اطلاعاتی، محصولات خود را با ویژگی های مختلف به استفاده کنندگان عرضه می کنند ، اغلب ، این ویژگی ها کاملاً با ویژگی های محیط فعالیت فعلی استفاده کننده متناسب نیستند. به همین دلیل، سازمان هایی که EPR را استفاده میکنند، حق انتخاب دارند که همه نظام برنامه ریزی یا فقط تعدادی از برنامه های پیشنهادی فروشندگان را مورد استفاده قرار دهند(برازل[۱۲]،۲۰۰۵).

استقرار یک نظام جدید، ناگزیر تغییرات اساسی در سازمان استفاده کننده از نظام پدید میآورد و در نتیجه، موجب مقاومت کاربران و عدم تمایل آنها به تغییر یا استفاده از نظام جدید میشود بیش از نیمی از ناکامی های پدید آمده در استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان، ناشی از ناتوانی سازمان ها در تلاش کافی به منظور غلبه بر مقاومت(به ویژه مقاومت مدیران) برابر تغییر بوده است(سامزر[۱۳]،۲۰۰۱).

روزآمد کردن برنامه ریزیها و راهبردهای مدیریت، باید جزء لاینفک برنامه ریزی برای طرحهای استقرار نظام باشد. فورمو و ملچر نشان دادند که ناتوانی مدیریت برای مواجه با عدم تمایل به تغییر، نقش بسیاری در شکست طرحهای استقرار نظام برنامه ریزی منابع سازمان داشته است(فورمو و ملچر،۲۰۰۶، به نقل از برادلی،۲۰۰۸).

اثربخشی مدیریت در کاهش عدم تمایل کاربران به تغییر، با استقرار موفق نظام برنامه ریزی منابع سازمان، رابطه مثبت معنی داری دارد.

 

۵- کنترل

کنترل ، فرایند منظم مطابقت دادن فعالیتهای جاری سازمانی با برنامه ها، اهداف و استانداردهای عملکرد است(داف،۲۰۰۰).

تشکیل کمیته هادی ، یکی از روش های کنترل محسوب میشود. چنین کمیته هایی ابزاری برای درگیر کردن مدیریت در طرح محسوب میشوند ، موجب کسب اطمینان از تطابق عملکرد با اهداف میگردند و زمینه مناسب را در کاربران برای ایجاد علاقه به نظام به وجود می آورند(گابتا و راگهونتان[۱۴]،۱۹۸۹).

وجود یک کمیته هادی که یک مدیر اجرایی ارشد، آن را رهبری کند و حداقل در هر ماه، یک جلسه برگزار کند، با استقرار موفق نظام برنامه ریزی منابع سازمان، رابطه مثبت معنی دار دارد.

مدل پژوهش: برگرفته از نظریه کونتز و همکاران،[۱۵]۱۹۸۰

۲-۸- ERP چگونه می تواند بهره وری را در سازمان افزایش دهد ؟

بکارگیری سیستم ها و روش های استاندارد شده انجام عملیات سازمانی این امکان را فراهم می آورد که به کارهای خود نگرش سیستمی داشته و از این طریق چگونگی عملکردهای سازمان را بهبود بخشیم . هنگامی که استفاده از این روش در سازمان بومی می شود و گسترش می یابد ، تمامی اعضای گروه ها و استفاده کنندگان از این روش در جهت حذف ضایعات ناشی از سرمایه ، کارکنان ، مواد اولیه ، زمان و بهبود موقعیت های سازمانی حرکت خواهند کرد .

و بدین ترتیب مشاغل سازمانی سریعتر ، با هزینه کمتر ، ساده تر و ایمن تر به انجام خواهند پرداخت .

از آنجا که نوعاً پیاده سازی ERP یک نوع آسیب شناسی و شناخت وضع موجود را بهمراه دارد لذا موقعی که ما در مسیر بهبود فرآیندها حرکت می کنیم ، علل ریشه ای اتفاقات حادث شده در فرآیندها را به روش سیستماتیک شناسایی کرده و اثرات آنها را کاهش می دهیم ، برخی از فعالیت ها را تغییر داده و از این طریق سعی در کاهش خطاها و بهبود فرآیندها می نمائیم(حجازی و همکاران،۱۳۹۱) .

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

برخی از نتایج  حاصل از پیاده سازی ERP در سازمان  به قرار ذیل فهرست گردیده است :

۱-    صرفه جویی در هزینه و بهبود بخشیدن جهت تبادل اطلاعات (کاهش هزینه های ناشی از حمل و نقل)

۲-    اجتناب از خطاهای انسانی ، هنگامی که وظایف تکراری یا بسیار پیچیده است

۳-    صرفه جویی مالی بدلیل کاهش خطاها و زمان انجام وظایف

۴-    ادغام و هماهنگی چندین وظیفه در یک وظیفه

۵-    بهبود بخشیدن کارآیی و اثر بخشی سازمانی

۶-    بهبود مدیریت میانی و کاهش فرآیندهای زائد از طریق اطلاعات مفیدتر

۷-    ایجاد تمرکز گرایی در عین تمرکز زدایی در مدیریت سازمان

۸-    حذف فواصل و مرزهای جغرافیایی بین دوایر سازمان ها

۹-    گسترش فرهنگ مشارکت در بین کارکنان

۱۰- اعمال رویکرد زنجیره تأمین در کوچکترین جزء سازمانی

۱۱- افزایش بهره وری و کیفیت خدمات عمومی

۱۲- کنترل و نظارت بر شیوه و فرآیند ارائه خدمات و جلب رضایت مشتری

۱۳- رقابت پذیری مؤسسات و بنگاههای اقتصادی کشور در سطح بازارهای داخلی و خارجی

۱۴- افزایش بهره وری فعالیت های زنجیره تأمین

۱۵- کاهش سلسله مراتب و ارتفاع هرم مدیریتی سازمان ها

۱۶- حذف سازمان های موازی و شفافیت هر چه بیشتر امور و یکسان سازی فعالیت ها

۱۷- توسعه و گسترش فرصت های جدید کسب و کار در سازمان

۱۸-افزایش بهره وری و اثر بخشی در استفاده از تمام منابع در سراسر سازمان

[۱] -Pasten & Gorbeski

[۲]- Astin & Mabert

[۳]- Moskatlo &Pranty

[۴]- Bradly

[۵]- Milford & Estvart

[۶]- Kontz

[۷]- General Management Model

[۸]- Frantz. etal

[۹]- Sammer & Nelson

[۱۰]- Nelson & CHeni

[۱۱]- Daft

[۱۲]- Brazel

[۱۳]- Samers

[۱۴]- Gabta & Raghontan

[۱۵]- Kontz

این نوشته در فایل های رشته مدیریت ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.